مجموعه داستان «برای پیرهنت می میرند»

        این مجموعه داستان متشکل از ۹ داستان به هم پیوسته است که در سال ۱۳۹۳ توسط نشر هیلا ( ققنوس ) منتشر شده و به سال ۱۳۹۴ کاندیدای بهترین مجموعه داستان سال در جایزه هفت اقلیم بوده است.

چگونه فاصله مناسب را حفظ کنیم؟

چند روز اخیر شاهد فیلم مستند کوتاهی از آزار مامور شهرداری نسبت به یک زن دستفروش بودیم. این که به اشتراک گذاری این فیلم توانست ماموری را اخراج کند که اگر از اساس آدم مداراجویی بود خود به خود و به مرور از سیستم اخراج می شد مبجث من نیست که از اساس این شغل 

بیشتر بخوانید…

یادداشت فرشته نوبخت «بر مجموعه داستان برای پیرهنت می میرند»

مجموعه داستانی که با شخصیت‌هایِ محدودی نوشته شده باشد جذابیت‌هایِ خودش را دارد. نمونه‌هایی از آن را در ادبیات این چند سال اخیر داشته‌ایم، مثل پرتره‌ی مرد ناتمام نوشته‌ی امیرحسین یزدان‌بد، آویشن قشنگ نیست نوشته حامد اسماعیلیون، شاخ نوشته پیمان هوشمندزاده، چیزی را به هم نریز نوشته رضا فکری. باز هم هست البته و متاسفانه 

بیشتر بخوانید…

داستان «ذرت کاری» اثر شروود اندرسن

داستان های دیگر این نویسنده را می توانید در مجموعه داستان «چراغ های بی فروغ » که به سال ۱۳۹۴ توسط نشر نگاه منتشر شده است بخوانید.   ذرت کاری نویسنده: شروود اندرسن مترجم : رضا ستوده، ناتاشا محرم زاده   کشاورزهایی که برای خرید و فروش به شهر ما می‌آیند بخشی از زندگی شهری 

بیشتر بخوانید…

گزارش جلسه نقد و بررسی مجموعه «داستان برای پیرهنت می میرند» در کانون ادبیات داستانی ایران

آیا خانواده‌ها شکل می‌گیرند تا از هم بپاشند؟ گزارشی از جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان «برای پیرهنت می‌میرند »  دوشنبه ، دوم آذر ماه ۱۳۹۴ جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان «برای پیرهنت می‌میرند» با حضور نویسنده اثر، ناتاشا محرم زاده، در کانون ادبیات ایران برگزار شد. محمد رضا گودرزی نویسنده، پژوهشگر، مدرس و 

بیشتر بخوانید…

داستان «ساعت از مرگ گذشت»

نویسنده: ناتاشا محرم زاده تاریخ نگارش : ۱۳۸۲ این داستان را هنوز دوست دارم شاید چون اولین داستان کوتاهی ست که در بزرگسالی نوشتم.   به بچه ها گفته بودم : «تمام شب بیدارم ، می تونین زنگ بزنین .» ولی خبری نشده بود. حالا این تنبلی مزمن مرا یله کرده روی کاناپه، مقابل تلویزیون 

بیشتر بخوانید…

نمایشنامه دیوار

    نمایشامه کولاژ که در بازنویسی نهایی نام «دیوار»  را برای آن مناسبتر دیدم،  با الهام از سه نمایشنامه مرگ فروشنده اثر آرتور میلر، اولئانای دیوید ممت و دشمن ملت اثر ایبسن  نوشته شده است. اما ایده اولیه این متن با دیدن عکس های  رضا خوشدل راد، به ذهنم خطور کرد. او حین سفر 

بیشتر بخوانید…

داستان «نشانه»

این داستان در سال ۱۳۸۸ در جشنواره کشوری قصص رتبه نخست را کسب کرد و به سال ۱۳۹۱ در مجله نوشتا شماره ۲۱ تحت نام «شناسنامه» منتشر شد.   نشانه   کمرش را سفت سفت بغل کرده بودم. همانطور ایستاده بود و به شیشه مزون مادام نگاه می‌کرد و دستهای قشنگش را می‌کشید روی موهام. 

بیشتر بخوانید…

زیبایی از منظر ویل دورانت

زیبایی از منظر ویل دورانت خوانش فصل زیبایی شناسی در کتاب لذات فلسفه نویسنده: ناتاشا محرم زاده   مقدمه وبل دورانت در مجموعه سترگ تاریخ تمدن خود بانی نوعی نگاه ویژه به تاریخ بود او حواشی تاریخ را تمدن ساز و به اندازه متن تاریخ مهم می‌پنداشت. در کتاب تاریخ فلسفه نیز او شارح منحصر 

بیشتر بخوانید…

متن و تئاتر فیزیکال

متن و ویژگی‌های فیزیکی فصل پنجم از کتاب «تئاتر فیزیکال: یک مقدمه انتقادی» نویسندگان: سیمون موری و ژان کیف مترجم: ناتاشا محرم زاده   پیشگفتار مترجم: سیمون موری و ژان کیف درکتاب تئاتر فیزیکال: یک مقدمه انتقادی، به معرفی جامع این گونه تئاتری -از رقص تجربی‌گرفته تا مایم‌های سنتی -پرداخته و ضمن ترکیب تاریخچه، تئوری 

بیشتر بخوانید…